گردشگري مدرن به سه نوع ماجراجويانه فرهنگي و طبيعتگردي تقسيم ميشود. در هر جامعه، كساني هستند كه به انجام دادن كارهاي متهورانه و مخاطرهآميز علاقه وافر دارند. برخي از اين افراد با اقدام به مسافرتهاي ماجراجويانه به اين نياز دروني خود پاسخ ميدهند. چنين گردشگراني ميخواهند از راههاي جديد يا غيرعادي، مهارتها و تواناييهاي جسمي خود را در مواجهه با سختيها و دشواريها بيازمايند، لذا نوعي از گردشگري براي آنان لذتبخش و جذاب است كه توام با تهور و هيجان بيشتر باشد.
نوشته شده توسط قاسم جانی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 14:3 موضوع گردشگری | لینک ثابت
1ـ والي حسن خان (1215 ه ق 1255 ه ق): حسن خان، پس از مرگ محمد خان و کناره گيري و عزلت اسماعيل خان و سفارش او به انتقام گيري از قاتلين محمد خان، ظاهراً چند سالي بر لرستان و پشتکوه حکومت کرد اما بر اثر انتقام گيري از روساي لرستان و عدم مقبوليتش و نيز از امر حکومت قاجار، خرم آباد را به قصد ايلام که در آن زمان-ده بالا-گفته مي شود ترک کرد و حکومتش تنها به آنجا منحصر شد. حسن خان مقر حکومت را درسال 1216 ه ق از خرم آباد به پشتکوه(ايلام)منتقل کرده است و گويا بيش از اين تاريخ است که روساي طوايف لرستان را به انتقام قتل محمد خان مي کشد ساکي در اين باب مي نويسد: حسن خان فرزند اسدخان با تاييد شاه قاجار به انجام امور مشغول شد. روساي طوايفي که محمد خان را کشته بودند از کار خود پشيمان شده و عبدالحسين، جد خاندانهاي فعلي کرمعلي را که مردي سخنور بود، نزد والي فرستادند و براي عذر گناه اجازه ملاقات خواستند و حسن خان نيز ظاهراً ايشان را امان داده و به حضور پذيرفت ولي دستور داد همه را سر بريدند. در همين سال او براي کمک به حاکمان بروجرد و سيلاخور و به قصد ممانعت از فرار حسين قلي خان برادر شورشي فتح علي شاه به عثماني، وارد لرستان شد و پس از دستگيري حسين قلي خان به بهانه حمايت بعضي سران لرستان خاصه بيرانوند را کشت. اين مساله که نوعي انتقام گيري در بطن آن نهفته بود، بيش از پيش باعث تنفر ا هالي لرستان از او گرديد. بيش از اين تاريخ نيز محمد خان زند را که چند گاهي در لرستان نيرو گرفته بود، دستگير و نابينا کرد و به فتحعليشاه سپرد. نيز به همراه محمد علي ميرزا دولتشاه در جنگ با عثماني ها و فتح سليمانيه شرکت داشت. اما در ابتداي حکومت قاجار، رابطه آقا محمد خان با والي لرستان دوستانه بود. وي هيچگاه قصد براندازي حکومت واليان را نداشت. در دوره ي بعد، فتحعليشاه براي کاهش قدرت حاکمان محلي و جلوگيري از شورش آنها، سياست قاجاري کردن مملکت را در پيش گرفت. پيامد اين سياست در مناطق مختلف ايران به خوبي مشاهده مي شد به همين منظور در اين دوره حوزه اقتدار واليان لرستان به مناطق پشتکوه محدود گرديد. در اين زمان فتحعليشاه يکي از شجاع ترين فرزندانش به نام محمد علي دولتشاه را به حکمراني مناطق غرب کشور منصوب کرد. او توانست تا حدودي رابطه ي تيره ي که بين حسن خان، والي پشتکوه، و پدرش فتحعليشاه وجود داشت بهبود بخشد. در اين زمان والي هميشه يا و ياور دولت مرکزي بود در لشکر کشي هاي عليه عثماني، محمد علي دولتشاه را همراهي و کمک مي کرد. حسن خان والي از زماني که قلمرواش توسط فتحعليشاه محدود شد و مجبور گرديد مرکز حکومت خود را به منطقه ايلام منتقل نمايد، از او ناراضي گرديد در هنگام بيماري محمدعلي دولتشاه، والي حسن خان بر جان خود از طرف فتحعليشاه اعتماد نداشت به همين خاطر محمد علي دولتشاه قبل از مرگ خود به او اجازه داد به مقرحکومتش در پشتکوه برگردد. با مرگ حسن خان والي پشتکوه، فتحعليشاه سعي کرد که اختلاف بين فرزندان او را دامن بزند تا منطقه را ناامن جلوه دهد و به بهانه امنيت حکومت مرکزي بيشتر دخالت کند. بدين ترتيب حيطه قدرت واليان را بيش از پيش محدود مي ساخت. اين سياست تا به قدرت رسيدن والي حسين قلي خان ابوقداره ادامه داشت. دراين زمان رابطه شاه با والي بهبود يافت. نظر به اينکه سال ورود حسن خان به پشتکوه 1216 آمده است مي نمايد. باري اين نکته اين احتمال را تقويت مي نمايد که طايفه زنگنه با ورود حسن خان املاک و مراتع خود را فروخته و به طور کلي پشتکوه را به قصد کرمانشاه ترک کرده است. حسن خان به همراه خود کسان بسياري را به عنوان ميرزا و کاتب و قاضي و صنعتگر و خدم و حشم به پشتکوه آورد و همپاي آن طوايفي از اهالي لرستان نيز بدانجا کوچيدند. بازمانده ي اين اطرافيان اينک عمدتاً در شهر ايلام ساکن هستند و شرايط فرهنگي جديد را پذيرا شده اند. حکومت حسن خان داراي زندانهاي وحشتناک ماموران سختگير و زورگويي بوده است که عرصه را بر مردم تنگ مي کرده اند، و به نظر نمي رسد که او در رفاه و آباداني پشتکوه کوشيده باشد. راولينسون در سفرنامه اش درباره ي حسن خان و وضعيت حکومتش چنين مي نويسد: ((پشتکوه، هنوز زير سلطه ي والي است و حسن خان (والي) که تشنه ي قدرت است، زمان فوت محمد علي ميرزا (دولتشاه) با دولت مرکزي بيعتي مصلحت آميز نمود است.)) کمي پيش از ديدار من اختلاف کوچکي بين حسن خان والي و دو پسر بزرگتر او روي داده بود و طوايف بين آنها، تقسيم شده بودند، حکومت کرمانشاه از اين موقعيت استفاده نموده به مداخله پرداخته بود و با پشتيباني از پسرها بر مسند پدر توانسته بود جزيي نفوذي در منطقه کسب کند. حسن خان معزول گرديد و علي خان و احمد خان مشترکاً به عنوان والي انتخاب شدند. ايلات، اکنون دريافته اند که در کشمکش هاي بين حکمرانان دراين ميان تنها خود آنان آسيب ديده و نفوذ دولت مرکزي در بين آن گسترش يافته، در نتيجه پدر را با پسران وادار به آشتي کردند و فعلاً حسن خان با توانايي و قدرت يک شاهزاده خود مختار دوباره بر پشتکوه حکومت مي کند. حسن خان مطابق آنچه در کتيبه ((تخت خان)) آمده است در سال 1255 ه.ق در گذشته و در کشيک خانه نجف اشرف دفن گرديده است. اين کتيبه بر تخته سنگي در حاشيه جاده ايلام ـ صالح آباد قرار دارد و شامل شرح مختصري از تاريخ واليان است که به فرمان آخرين والي پشتکوه، غلامرضا خان نوشته شده است.
نوشته شده توسط قاسم جانی در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 8:30 موضوع تاریخی | لینک ثابت

سنگ قبر یک دختر جوان

سنگ قبر مرد شکارچی

رقص مرگ(چمر)

رقص مرگ(چمر)

میل سنگی با نقوش رقص مرگ-شکارگاه-درخت زندگی(سدره المنتهی)

سنگ قبر مربوطه زن چیت( چیغ) باف
با تشکر از آقای عبدالمالک شنبه زاده کارشناس باستانشناسی به خاطر تصاویر و نوشته های که در اختیار بنده گذاشتند
نوشته شده توسط قاسم جانی در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 8:48 موضوع تصویر | لینک ثابت
موسيقي كردي از ديرباز داراي ويژگي، غنا، ريشه و اصالت بوده است و به صورت سينه به سينه نقل شده است.
علاوه بر شناخت انواع ريتمهاي موسيقي و ملوديهاي كردي شناخت انواع رقص- هاي كردي كه با موسيقي كردي همگام هستند به دور از لطف نيست.
رقصهاي محلي كردي عشيرهاي ، ميتوان از ريشهدارترين و كهنترين رقصها دانست، "هل پرين" يا رقص كردي در گذشته تنها با هدف آمادهسازي و تقويت نيروي جسماني و روحي مردم مناطق كردنشين انجام ميشد.
مردمان اين مناطق در گذشتههاي نه چندان دور همواره شاهد جنگهاي قبيلهاي بودند و همين امر حفظ و آمادگي هميشگي را طلب ميكرد لذا مردمان اين مناطق در وقفههاي بين جنگها و به مناسبتهاي مختلف دست در دست يكديگر آمادگي رزمي و شور و همبستگي پولادين خويش را به رخ دشمنان ميكشيدند.
رقص كردي را يك رقص رزمي ميدانند كه داراي صلابت و متانتي خاص بوده و يادآور يكپارچگي اين مردمان غيور در تمامي ادوار ميباشد.
امروزه مجموع اين رقصها را "چوپي" ميگويند كه معمولا به صورت دستهجمعي اجرا ميشوند.
رقصهاي محلي با موسيقي كردي پيوندي ابدي داشته و معمولا زنان و مردان عشاير در مراسم شادي به دور از ابتذال دايرهوار دست يكديگر را گرفته به پايكوبي ميپردازند
در اين رقصها معمولا يك نفر كه حركات رقص را بهتر از ديگران ميشناسد نقش رهبري گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتداي صف رقصندگان ميايستد و با تكان دادن دستمالي كه در دست راست دارد ريتمها را به گروه منتقل كرده و در ايجاد ايجاد هماهنگي لازم آنان را ياري ميدهد.
اين فرد كه سر چوپي كش ناميده ميشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ايجاد صدا بر هيجان رقصندگان ميافزايد.
در اين هنگام ديگر افراد بدون دستمال به رديف در كنار سر چوپي كش به گونهاي قرار ميگيرند كه هر يكي با دست چپ ، دست راست نفر بعد را ميگيرد اصطلاحا اين حالت را " گاواني " ناميده ميشود.
در رقصهاي كردي تمامي رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ايجاد هماهنگي خاصي وحدت و يكپارچگي يك قوم ريشه دار را به تصوير ميكشند برخي رقصهاي كردي داراي ملوديهاي خاصي بوده و توسط گروهي از زنان ومردان اجرا ميشوند و در برخي از رقصها يكي از رقصندگان از ديگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهايي به هنرنمايي ميپردازند و در اين حالت معمولا رقصنده دو دستمال رنگي در دستها نگه داشته و با آنها بازي ميكند كه اصطلاحا به اين نوع رقص دو دستماله ميگويند و بيشتر در كرمانشاه مرسوم است.
نمايشها و رقصهاي كردي را ميتوان به چند قسمت اصلي ذيل تقسيم كرد:
گهريان:
گهريان در زبان كردي به معني گشت و گذار و راه رفتن بوده و حركات مختص اين رقص نيز معناي گشت و گذار در ذهن تداعي ميكنند.گهريان داراي دو مقام بوده كه يكي متعلق به مناطق روستايي و ديگري مناطق شهري ميباشد اين رقص نرم و آهسته و با لطافتي خاص شروع شده و به تدريج تندتر ميشود.ملودي مربوط به اين رقص با تنوع در ريتم و نوساناتي در اجرا تا پايان ادامه مييابد.
در اين رقص در واقع تاثير گشت و گذار در زندگي كردها به نمايش گذاشته ميشود و تنوع ريتم در اين رقص گوياي تجربياتي است كه در گشت و گذار به دست ميآيند و ميتوان گفت اين رقص زيبا تبليغي است براي خوب نگريستن در اشياو طبيعت.
اين رقص زندگي با فراز و نشيب و زير و بم هايش به تصوير كشده شده و بر ضرورت بينايي و كسب تجربه براي رويارويي با رودخانه پر تلاطم زندگي تاكيد ميشود.
اين رقص، رقصندگان را براي رقصهاي پر تحرك تر بعدي آماده ميكند، تقريبا در كل مناطق كردنشين ملودي اين رقص به شكلي يكسان نواخته ميشود و در اين رقص نخستين حركت با پاي چپ آغاز شد و حركت پاي ديگر همواره با سر ضربهاي دهل كه معمولا با ريتم دو تايي اجرا ميشوند عوض ميشود.
پشت پا:
پشت پا رقصي است كه كمي تندتر از گهريان اجرا شده و در بيشتر مناطق كردنشين مخصوص مردها ميباشد رقص پشت پا همانطور كه از نامش پيداست انسان را به هوشياري و به كارگيري تجارب ميخواند تا مبادا شخص در زندگي از كسي پشت پا بخورد.
ههلگرتن:
ههلگرتن در لغت به معناي بلند كردن چيزي ميباشد، اين رقص بسيار پر جنب و جوش و شاد اجرا ميشود كه با شور و جنب و جوش بسيار به سوي هدف روانه است.
ريتم تند ملودي مخصوص اين رقص هر گونه كسالت و خمودي را نفي كرده و بر اهميت نشاط و هدفمندي در زندگي تاكيد دارد.
فتاح پاشايي:
فتاح از نظر لغوي به معني جنبش و پايكوبي است، ملودي اين رقص در سر تا سر مناطق كردنشين به شكلي يكنواخت و با ريتمي تند اجرا ميشود و لذا اين رقص بسيار پر جنب و جوش ميباشد بيشتر مردم كرد از اين رقص استقبال ميكنند. اين رقص نشانگر انساني است كه به شكرانه كسب موفقيتها و استفاده از نعمتهاي خداوندي خوشحالي خود را به نمايش گذاشته است. اين نوع رص محلي در استان ايلام نيز مورد استقبال قرار دارد
لب لان:
اين رقص با ريتمي نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا ميشود و ميتوان در آن لزوم تنوع در زندگي را مشاهده كرد، پس از اجراي پر جنب و جوش رقصها گهريان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان ميرقصند تا كمي استراحت كرده و تجديد قوا كنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهي كرده، وي را پس از طي مرحله ضروري شور و مستي به قلمرو تفكر دور انديشي و باز نگري رهنمون ميسازد در اين رقص، شركت كنندگان آرامش خاصي را احساس ميكنند.
چهپي:
چهپي همانطور كه اسمش پيداست به معناي چپ ميباشد ملودي اين آهنگ با وزن دو تايي اجرا شده و در بيشتر مناطق كردنشين از جمله كرمانشاه، كردستان، سنجابي و ايلام بسيار از آن استقبال ميشود. فلسفه اين رقص قوت بخشيدن به قسمت چپ بدن ميباشد چرا كه معمولا قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش كمتري داشته و به مرور زمان تنبل ميشود و براي استفاده متعادل از تماميت جسماني همواره بايد بكارگيري اعضاء سمت چپ بدن آنها را تقويت كرد. به همين منظور در رقص چه پي قسمت چپ بدن تحرك بيشتري يافته و از خمودگي خارج ميگردد، در منطقه كرمانشاه بيشتر زنها از اين رقص استقبال ميكنند.
زهنگي يا زندي:
در اين رقص رقصندگان يك قدم به جلو گذاشته و سپس يك قدم به عقب ميروند و اين حالت تا پايان ادامه مييابد در اين رقص ضرورت احتياط، دورانديشي و تجزيه و تحليل عملكرد از جانب انسان به تصوير كشيده ميشود، در واقع در اين رقص سنجيده گام برداشتن تبليغ ميگردد.
شه لايي:
اين رقص را كه با ريتم لنگ اجرا ميشود ميتوان يك تراژدي شكست دانست در اين رقص قدمها لنگان لنگان برداشته ميشوند تا شكست در برابر چشمان حضار ترسيم گردد و در ترسيم اين مصيبت كسي زبان به سخن نگشايد.
سه جار:
اين نوع رقص با ريتم آرام و گاها تند است كه همان طور كه از اسمش بر ميآيد به معني سه بار (سي در رسم الخط كردي ) است كه در آن سه حركت پا و سه حركت به جلو وجود دارد و به گونهاي يادآور عدد مقدس سه در فرهنگ فلكلوريك كردهاست. اين نوع رقص به تازگي در بين جوانان ايلامي رواج پيدا كرده است
خان اميري:
اين رقص نيز با ريتمي تند همراه است و در آن دستي از هم باز و در بالا قرار ميگيرد و حلقهاي بازتر و فراختر ميسازد و بيشتر تناسبي است بين حركت دستها و پاها اين رقص كه در آن گونهاي خودنمايي و غرور خاني نيز ديده ميشود تداعيكننده پيروزي و پرواز پرندگان را در خاطر ميآورد.
نوشته شده توسط قاسم جانی در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 11:40 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

استان ایلام از جنوب با خوزستان از شرق با لرستان و از شمال با كرمانشاه همسايه بوده و از سمت غرب داراي 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق است
ايلام امروز داراي ميراث تمدني و فرهنگي ديرينه ميباشد و از نظر تاريخي بخشي از سرزمين عيلام باستان بوده است. در دوره ساساني در اين منطقه دو ايالت ماسبذان با مركزيت سيروان و شهرهاي تابعة آن مانند: اريوجان و الرذ و ايالت مهرجانقذق با مركزيت صيمره پديد آمده است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY